عقاید پزشکان در مورد مرگ

توسط: | برچسب ها: , , , , , , , , , | دیدگاه ها: | مهر ۳ام, ۱۳۹۷

عقاید پزشکان در مورد مرگ

عقاید پزشکان در مورد بیماری مرحله ی انتهایی و مردن، بزرگ ترین مانع سر راه توسعه ی مراقبت های پایان عمر بوده است. کوبلر روس در نظریه ی خود درباره ی مرگ و چگونگی مردن در سال ۱۹۶۹ منتشر شد، نگرانی های مربوط به بیماری خطرناک و مردن را روشن ساخت. در آن زمان خیلی عادی بود که بیمار از تشخیص های تهدید کننده ی حیات، به خصوص سرطان، با خبر نباشد و پزشکان و پرستاران نیز از بحث های باز در مورد مرگ و مردن اجتناب کنند. وی نشان داد که با انجام بحث های آزاد درباره مرگ، صرف وقت کافی و انجام برخی کارهای کمکی در این فرآیند، بیمار می تواند بدون این که عصبانی و یا افسرده شود، به مرحله ی پذیرش مرگ برسد.

بی میلی پزشکان برای انجام بحث باز در مورد مرگ با بیمار، از اظطراب آنان در مورد مرگ ریشه می گیرد و به همان اندازه از درک غلط آنها در مورد آن چه و آن مقدار که هر بیمار می خواهد درباره ی بیماری خود بداند، ناشی می گردد. در اولین مطالعه ی که در زمینه ی مراقبت از مردن در محیط بیمارستان، توسط روان شناسان گلیسر و استراس در سال ۱۹۶۵ انجام گرفت، مشخص شد که متخصصین مراقبتی در بیمارستان ها از بحث مستقیم در مورد مرگ با بیماران، به این دلیل خودداری می کنند که معتقدند اگر بیمار بخواهد در مورد مرگ خود چیزی بداند، آن را کشف خواهد کرد. آنها چهار «مفهوم آگاهی» را تعیین کردند:

(۱) اگاهی بسته: در این سطح، همه به غیر از خود بیمار، از وضعیت بیمار باخبرند. آگاهی بسته را می توان با موضع گیری خانواده-پزشک و پرسنل بهداشتی به «پنهان سازی» حقیقت مشخص نمود، زیرا آنها واهمه دارند مبادا بیمار با افشاگری کامل نتواند با وضعیت خودش کنار بیاید و این مطلب را در مورد آینده اش، از قول دیگران بدون ذکر هیچ دلیلی برای بدگمانی نپذیرد.

(۲) آگاهی مشکوک: بیماری مشکوک می باشد که دیگران چیزی را از وی پنهان می کنند و سعی می کند آن را بفهمد؛ آگاهی مشکوک ممکن است در اثر برخورد بیمار با رفتارهای ناشیانه ی اطرافیان و پرسنل و عدم توافق پزشکان در جدیت و خطرناک بودن بیماری، برخی اشارات محیطی و بدتر شدن وضعیت بیمار به وجود اید.

(۳) آگاهی و تظاهر دو طرفه: بیمار و خانواده اش، پرسنل و پزشک، همه از مرگ بیمار آگاهند، ولی تظاهر به بی خبری می کنند.

(۴) آگاهی باز: همه از مرگ بیمار آگاهند و قادرند به طور باز به واقعیت اعتراف کنند.

گلیسر و استراس (۱۹۶۵) همچنین الگوهای رفتاری پزشکانی را که از بحث های باز با بیمار خود در مورد مرگ بیمناک یا ناراحت بودند، مشخص کردند. پزشکان واژه ای «اسرار فردی» را جانشین ترس خود می کنند و می گویند آنها به سطحی از اطلاعات که بیماران مایل هستند بدانند، احترام قایل می شوند؛ به عنوان مثال، پزشکان از بحث مستقیم با بیمار در مورد جدیت بیماری اجتناب می کنند، زیرا معتقدند که (۱) بیماران قبلاٌ حقیت را فهمیده اند و اگر بخواهند بدانند، خواهند پرسید، یا (۲) بیماران ممکن است با فهمیدن همه امید خود را از دست بدهند، تسلیم شوند یا از نظر روانی صدمه ببینند.

هر چند که یافته های گلیسر و استراس در دهه گذشته منتشر شده، ولی مشاهدات آنها تا امروز هم با ارزش است. اگر چه تعداد پرسنل مراقبت بهداشتی با بررسی نیازهای اگاهی بیمار و خانواده ی او و تبادل اطلاعات در زمینه ی بیماری های خطرناک و مرگ راحت در حال افزایش است، با این حال افراد تازه کار با این امید که اگر بیمار بخواهد چیزی را بفهمد خودش خواهد پرسید و یا خودش خواهد فهمید، از مطرح کردن این موضوع خودداری می کنند. با وجود پیشرفت های رو به جلوی مراقبت های بهداشتی، افرادی که با بیماران مشرف به مرگ کار می کنند، اصرار دارند در مورد مردن از «پنهان کاری یا سکوت» استفاده کنند.


مطالب مرتبط :

آزمایش خون در منزل

آمبولانس خصوصی

اکو قلب در منزل

اکو و نوار قلب در منزل

تزریقات در محل

تزریقات در منزل

خدمات پرستاری در منزل

خدمات پزشکی در منزل

فیزیوتراپی در منزل

گفتاردرمانی در منزل

کاردرمانی در منزل

درمان در منزل

رادیولوژی در منزل

سونوگرافی در محل

آزمایش خون در منزل

خدمات پرستاری در منزل

ویزیت پزشک در منزل

ویزیت متخصص در منزل

 

ارسال پاسخ