تکنولوژی و مراقبت های پایان عمر

توسط: | برچسب ها: , , , , , , , , , | دیدگاه ها: | مهر ۲ام, ۱۳۹۷

تکنولوژی و مراقبت های پایان عمر

در قرن بیستم، بیماری های مزمن و استحاله ای به جای بیماری های مسری، علل اصلی مرگ و میر بودند. در اوایل قرن بیستم بیشتر خانواده ها تجربه مستقیم مرگ را داشتند و در مراحل پایانی عمر و مرحله سوگواری، مراقبت های لازم را برای سایر اعضای خانواده فراهم می کردند. وقتی که محل مرگ از خانه به بیمارستان تغییر یافت ، خانواده ها هم به صورت فزاینده ای از تجربه ی مرگ فاصله گرفتند. کاربرد تکنولوژی جهت طولانی کردن عمر، باعث افزایش مسایل و مشکلات اخلاقی شد. مهم ترین سؤال اخلاقی این است که آیا صرف این که ما قادریم با اقدامات خاص، عمر افراد را طولانی کنیم، باید این کار را انجام دهیم؟ در نیمه ی دوم قرن بیستم «ضرورت تکنولوژی» الگوی عملکردی متخصصین مراقبت های بهداشتی را در راستای توقعات بیمار و خانواده اش به طولانی کردن عمر با هر وسیله ی ممکن سوق داد.

در آغاز دهه ی ۱۹۷۰ وقتی مراقبت های آسایشگاهی در آمریکا آغاز شد، تکنولوژی همدم و ملازم بیماری های مرحله ی انتهایی و بحرانی گردید. کاربرد اقدامات تکنولوژیکی در مراقبت های پایان عمر، اثرات عمیقی در نحوه مراقبت مرگ توسط پرسنل بالینی، چگونگی مشارکت دوستان و خانواده در مراقبت، چگونگی درک و انتخاب مراقبت های پایان عمر، چگونگی آمادگی خانواده ها برای بیماری مرحله ی انتهایی و مرگ و چگونگی کنار آمدن با غم عزیز از دست رفته بر جا گذاشت.

زمینه ی فرهنگی-اجتماعی 

اگر چه تجربه ی بیماری مرحله ی انتهایی کاملاٌ شخصی و منحصر به فرد است، ولی شکل گیری آن به میزان قابل توجهی تحت تأثیر زمینه ی فرهنگی و اجتماعی است که بیماری در آن اتفاق می افتد. رویکرد آمریکایی ها نسبت به بیماری های جدی تحت عنوان «انکار کردن مرگ» مطرح می شود و این بدان معنی است که سیستم بهداشتی مجبور است کنترل بیماری و کاربرد تکنولوزی را (تا جایی که ممکن است) متوجه طولانی کردن عمر در بیماری های حاد نماید. در نتیجه بیماری های تهدید کننده ی حیات، تصمیم گیری در مورد ادامه ی زندگی طاقت فرسا و مرگ در آمریکا تحت شرایط اجتماعی خاصی اتفاق می افتد که «بیماری» به طور گسترده ای دشمن محسوب می شود. بسیاری از بیانات عمومی، همین دیدگاه فرهنگی اجتماعی را منعکس می کنند. به عنوان مثال، مردم درباره ی جنگ بر علیه سرطان و یا جنگیدن با بیماری ها حرف می زنند و حتی وقتی که بیماری تهاجمی هم ندارند از این واژه ها استفاده می کنند که پرسنل مراقبت های بهداشتی، از آن به عنوان «برون فکنی» یاد می کنند. پدیده ی دوسویه ی مراقبت های بهداشتی به وجود آمد از نظر آنها گرفته شده و درمان به عنوان نهایت خوب و مراقبت دومین انتخاب خوب بعد از درمان می باشد، که هر زمان درمان ها مؤثر واقع نشد، باید سراغ خوب دوم ( یعنی مراقبت) رفت. در این چنین مدل های بهداشتی یا مراقبتی، تسکین درد و رنج بیمار به اندازه ی درمان بیماری ارزش ندارد. بیمارانی که نتوانند درمان شوند، احساس می کنند که از تیم مراقبت بهداشتی فاصله گرفته اند و وقتی که درمان شکست خورد، آنها هم فکر می کنند که شکست خورده اند. بیماران و خانواده هایی که ساختار اجتماعی شان به این شکل درونی شده است و مراقبت را به عنوان دومین گزینه ی برتر پذیرفته اند، ممکن است بترسد که هر نوع تغییر در جهت اهداف از  درمان محوری به سمت مراقبت های آرام سازی، نتیجه اش عدم دریافت یا دریافت مراقبت با کیفیت پایین باشد؛ دیگر این که فکر کنند چون پزشکان موضع درمان را رها کرده اند آنها را نیز رها خواهند ساخت.

یکی از نمونه بیانات در مورد بیماری لاعلاج جمله ی زیر است: «کار بیشتری نمی توان برای بیمار انجام داد». به عقیده ی بسیاری از پزشکان، هیچ چیز باارزش دیگری غیر درمان نیست که بتوان به بیمار داد، در حالی که در دیدگاه مراقبت محور، همیشه می شود کار بیشتری انجام داد. این دیدگاه بر این باور است که سلامتی می تواند در تمام دوران زندگی وجود داشته باشد.

حتی اگر تمام سیستم های بدن در پایان عمر، شروع به شکست کنند، باز هم فرصت های زیادی برای بهبودی جسمی، معنوی، عاطفی و اجتماعی وجود دارد.


مطالب مرتبط :

آزمایش خون در منزل

آمبولانس خصوصی

اکو قلب در منزل

اکو و نوار قلب در منزل

تزریقات در محل

تزریقات در منزل

خدمات پرستاری در منزل

خدمات پزشکی در منزل

فیزیوتراپی در منزل

گفتاردرمانی در منزل

کاردرمانی در منزل

درمان در منزل

رادیولوژی در منزل

سونوگرافی در محل

آزمایش خون در منزل

خدمات پرستاری در منزل

ویزیت پزشک در منزل

ویزیت متخصص در منزل

 

ارسال پاسخ